دل سپرده

نوشته ها بهانه ست... فقط مینویسم که یادآوری کنم «به یادتم» ... باورش با تو

بارون صدای احساســه
نمه بارون چشاتو میشناسه
تورو از دست دادم
تو یه لحظه آدم دنیاشو می بازه..
تلخه سکوته این خونه
آخه غیر از خدا کی می دونه
تو دلم آتیشه
با تو بهتر میشه حال ِ این دیوونه..

این روزا سخت تر از اونه که باور کنی
مگه میشه با یه خاطـره سر کنی
تو میدونی من چیزی نگم بهتره
تو دنیا کی از ما عاشق تره..
یه جوری هق هق زدم.. صدام زخمیه
این اون دردی که نمیفهمیه
یه دفعه پرپر شد پر پروازمون
گرفتست چقدر دل ِ آسمون.. 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 23:34 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

من و این همه تنهاییــــــــــــــــــــــــ

تو درگیر چه تن هاییـــــــــــــــــــــــــ

 

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 2:22 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

خیال کردی دل من

دل ساده ی عاشق

از این شاخه به اون شاخه پریده

دل ساده ی عاشق

دیگه بی تو تو دنیا

یه شب خواب خوش عشقو ندیده

تو قلبت کی عزیزتر شده از من

کی اومد که بدت اومده از من

کنار تو همش عشقه تو حرفا

چقدر پیش تو آروم میشه دنیا

صدام کن که دوباره

بشم عاشق عاشق

بیام با یه اشاره

صدام کن که دوباره

بشم عاشق عاشق

بیام با یه اشاره

نوشته شده در جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 23:50 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم

تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد

لمس کن نوشته هایی را

که لمس ناشدنیست و عریان

که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد

لمس کن گونه هایم را

که خیس اشک است و پر شیار

لمس کن لحظه هایم را

تویی که می دانی من چگونه

عاشقت هستم٬

لمس کن این با تو نبودن ها را

لمس کن

همیشه عاشقت می مانم

دوستت دارم گلم

نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 0:49 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

باید منو باور کنی تا عشق

سقف امید و آرزو باشه....

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 0:36 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

عشق از دست رفته، هنوز هم عشق است. فقط شکلش عوض می شود، همین

دیگر نمی توانی لبخند عشقت را ببینی یا برایش غذا ببری یا موهایش را نوازش کنی و یا با او برقصی. 


اما وقتی این حس ها ضعیف می شوند، حس های دیگر قدرت می یابند

خاطرات... خاطرات شریکت می شوند. تو آن را غذا می دهی. بغلش می کنی. با آن می رقصی . زندگی باید به پایان برسد ولی عشق نه ...

 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 22:22 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

ﺗﻮ ﻣﯿﺮﻭﯼ ﻭ ﻣﻦ

ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ...

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ

ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ

ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﻫﮏ ﺷﺪﻩ...

ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻧﮕﺎﻫﺖ...

ﻭ ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ همه ی دنیایی....

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 21:6 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 2:7 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقــم و عاشقـــم باش وقتی تو رو می پرستم

دلمــو شکستی امـــا بازم وفــاداره دل
عشقو نمیندازه دور آخه مگه بیکاره دل

زندگی همش شکل گل و جوونه س
زندگی همش حرفــای عاشقونه س

این جدایــــی ها قصه روزگـــاره
زندگی هنوز خوشگلیهاشو داره

دنیـای دیوونه هــا دنیای دوست داشتنه
فدای چشمات میشم وقتی نگات با منه

بدنبال دلـم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت

هر چی که از تو گفتم زمزمه رازمه
شور و شر عاشقی خنده و آوازمه


شادی لحظه هامو همیشه با تو داشتم
رو اسم و رسم دنیا دیدی که پا گذاشتم

خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقــم و عاشقـــم باش وقتی تو رو می پرستم


 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 16:40 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

دلم برات تنگــــــ شده جونــــــــــــم

میخـــوام ببینمتـــــــ نمیتونــــــــــــم

 

نوشته شده در جمعه سوم مرداد 1393ساعت 3:22 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


مرجع کد آهنگ

کد آهنگ