دل سپرده

نوشته ها بهانه ست... فقط مینویسم که یادآوری کنم «به یادتم» ... باورش با تو

باید منو باور کنی تا عشق

سقف امید و آرزو باشه....

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393ساعت 0:36 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

عشق از دست رفته، هنوز هم عشق است. فقط شکلش عوض می شود، همین

دیگر نمی توانی لبخند عشقت را ببینی یا برایش غذا ببری یا موهایش را نوازش کنی و یا با او برقصی. 


اما وقتی این حس ها ضعیف می شوند، حس های دیگر قدرت می یابند

خاطرات... خاطرات شریکت می شوند. تو آن را غذا می دهی. بغلش می کنی. با آن می رقصی . زندگی باید به پایان برسد ولی عشق نه ...

 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 22:22 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

ﺗﻮ ﻣﯿﺮﻭﯼ ﻭ ﻣﻦ

ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ...

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﺗﻮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ

ﺑﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ

ﻟﺒﺨﻨﺪﺕ ﺑﺮ ﺳﻘﻒ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﻫﮏ ﺷﺪﻩ...

ﺧﯿﺮﻩ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻧﮕﺎﻫﺖ...

ﻭ ﺗﻮ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﻦ همه ی دنیایی....

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 21:6 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 2:7 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقــم و عاشقـــم باش وقتی تو رو می پرستم

دلمــو شکستی امـــا بازم وفــاداره دل
عشقو نمیندازه دور آخه مگه بیکاره دل

زندگی همش شکل گل و جوونه س
زندگی همش حرفــای عاشقونه س

این جدایــــی ها قصه روزگـــاره
زندگی هنوز خوشگلیهاشو داره

دنیـای دیوونه هــا دنیای دوست داشتنه
فدای چشمات میشم وقتی نگات با منه

بدنبال دلـم نیست دل با دیگرونت
خدا نکنه که آتیش بگیره آشیونت

هر چی که از تو گفتم زمزمه رازمه
شور و شر عاشقی خنده و آوازمه


شادی لحظه هامو همیشه با تو داشتم
رو اسم و رسم دنیا دیدی که پا گذاشتم

خودت یه روز می فهمی من واسه تو چی هستم
عاشقــم و عاشقـــم باش وقتی تو رو می پرستم


 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 16:40 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

دلم برات تنگــــــ شده جونــــــــــــم

میخـــوام ببینمتـــــــ نمیتونــــــــــــم

 

نوشته شده در جمعه سوم مرداد 1393ساعت 3:22 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

از پیشم میری
اون بیرون انگار هنوز بارونه…
اشکامم دیدی
ولی انگار دوریم برات آسونه..
امشبم بارونه
آسمونم انگار شده دیوونه
تو روزات آرومه
اینجا یکی داغونه..

بگو هنوز یادته درگوشم آهسته
گفتی با من میمونی
واسه همیشه یادته
ولی رفتی بی وفا
واسه تو فرقی نداشت
که چی میاد به سرم بعد از این
خیلی بی تو سخت میگذره این شبام

آسمونا ابرین
چیزی نمونده که بادبونا زخمی شن
بریدم دیگه مثل ناخدا که یه قدمیش کوه یخ دیده
همچی تموم شد دلم تنگه
بدون تو زمستونا چقدر سرده
مگه میشه این روزو یادت بره تو
مگه میشه عاشق بازم عاشق بشه خب
من نمیفهمم چرا باید بگی برنمیگردم

از پیشم میری
کاش میشد ببینم این خواب بوده..
از پیشم رفت .. فهمیدم دوریم براش آسونه
امشبم بارونه..
آسمونم انگار شده دیوونه..
تو روزات آرومه..
اینجا یکی داغونه..

جدا شدش از من
بعد رفتنش کجارو بگردم
چقد بشینم چقد نخوابم
تازه میفهمم چقد خرابم
آتیش زد رفت تو بهار یهو پاییز برگشت
کاش اینقد زودنمیرفت
ای کاش قلبمو خورد نمی کرد
آخه بعضی زخما هیچ وقت خوب نمیشن

بگو هنوز یادته درگوشم آهسته
گفتی با من میمونی
واسه همیشه یادته
ولی رفتی بی وفا
واسه تو فرقی نداشت
که چی میاد به سرم بعد از این
خیلی بی تو سخت میگذره این شبام...

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 1:13 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

چقد سخته کسی که براش میمیری خوشیاتو با یه جمله از بین ببره و تو باز هم قلبت براش بتپه...

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 3:8 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

تا که اسير و عاشق آن صنم چو جان شدم
ديو نيــم پري نيــم از همـه چون نهان شدم
 
برف بدم گداختــــم تا که مـــرا زمين بخـورد
تا همه دود دل شدم تا سوي آسمان شدم
 
اين همه ناله هاي من نيست ز من همه از اوست
کـــز مــــدد مي لبش بي دل و بي زبـــان شـــدم
 
گفت چــرا نهــان کني عشق مــرا چو عاشقي
من ز بــراي اين سخن شهــره عاشقــان شدم
 
جــان و جهـــان ز عشق تــو رفت ز دست کـــار من
من به جهان چه مي کنم چونک از اين جهان شدم
 
نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 1:15 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

هیچ وقت نمی توانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری

تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن که از دستت برود،

عاشقانه دوست داشته باشی!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 0:31 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


مرجع کد آهنگ

کد آهنگ