دل سپرده

نوشته ها بهانه ست... فقط مینویسم که یادآوری کنم «به یادتم» ... باورش با تو

چقد سخته کسی که براش میمیری خوشیاتو با یه جمله از بین ببره و تو باز هم قلبت براش بتپه...

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 3:8 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

تا که اسير و عاشق آن صنم چو جان شدم
ديو نيــم پري نيــم از همـه چون نهان شدم
 
برف بدم گداختــــم تا که مـــرا زمين بخـورد
تا همه دود دل شدم تا سوي آسمان شدم
 
اين همه ناله هاي من نيست ز من همه از اوست
کـــز مــــدد مي لبش بي دل و بي زبـــان شـــدم
 
گفت چــرا نهــان کني عشق مــرا چو عاشقي
من ز بــراي اين سخن شهــره عاشقــان شدم
 
جــان و جهـــان ز عشق تــو رفت ز دست کـــار من
من به جهان چه مي کنم چونک از اين جهان شدم
 
نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 1:15 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

هیچ وقت نمی توانی چیزی را که قرار است از دست بدهی، نگه داری

تو فقط قادر هستی چیزی را که داری، قبل از آن که از دستت برود،

عاشقانه دوست داشته باشی!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 0:31 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

کنار تو بودن یه رویا شده، یه رویا که هر شب بهش دلخوشـم

فقط دلخوشیمو تو از من نگیر، به جاش آرزوهامو من میکشـم

نمیگـــم بیا کنـــارم بمون توی قلب من باشی بسمــه بــــرام

نمیشه ندیدت ولی چشم من به این راضیه باشی تو رویاهـام

ببین چیزی از تو نمیخوام فقط بزار حس کنم غرق رویا شـدم....

 

 

نوشته شده در جمعه ششم تیر 1393ساعت 17:33 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

ترک کـام خود گرفتــــم تا براید کام دوست

حافظ اندر درد او می سوز و بی درمان بساز

زان که درمانـــی نــدارد درد بی آرام دوست

 

نوشته شده در سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 18:33 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

وقتی باهات حرف میزنم غرق لذت میشم

اما سردی کلامتـــــــــــــــ ......

 

نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد 1393ساعت 16:29 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

 

تو بگو نامهربانم

با خاطرات به جا مانده ات چه کنم؟

زنده زنده سلاخی می کنند

تن تحیف احساسم را...

کابوسی شده اند برایم

یا باید زنده به گورشان کنم

یا باید زنده به گورشان شوم....

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 1:36 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

عشقـــــم، نفســـــــــــم

دلم برای دیدنتـــــــــــــــــــــــــــ

خندیدنتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

غر زدنتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

داد زدنتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یه ذره شــــــــــــــــــــــــده

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت 1:32 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

من به جز آبــــی نگاهت، آسمانی نمی شناسم

تا تو سرگرم روزگاری، از نفس بی تو می هراسم

رد شو از قاب لحظه هایم، دیده شو! عاشقانه تنهاست

رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوز سرماستـــــــ...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 23:28 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|

 

وقت جدایی، وقت خداحافظی

وقتی که از تو دور شدم به سادگی

جیگرم سوخت یارم رفت همه ی دارو ندارم

بسمه دوری چقدر صبوری چجوری، دووم بیارم

 

همیشه یاد تو مثل عذابه وقت خواب من

نمونده مرهمی برای این حال خـــراب من

برو ولی جـدا شدن ازم نبـــود جـــواب من

جیگــــرم سوخت یارم رفت همه ی دارو ندارم

بسمه دوری چقدر صبوری چجوری، دووم بیارم

 

چشامو چند شبـه راحت بـه روی هم نمیـــذارم

اگه جایی اونو دیدید بگید خیلی دوسش دارم

جیگــــرم سوخت یارم رفت همــه ی دارو نــدارم

بسمه دوری چقدر صبوری چجوری، دووم بیارم

 

نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393ساعت 20:15 توسط ܓЌëǐŁậИܓܨ|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


مرجع کد آهنگ

کد آهنگ